من هم خواهم رفت
****************************************

من هم خواهم رفت هر چند که گفتنی هایم همچنان باقیست
من هم خواهم رفت مثل هزاران پرستویی که کوچ کردند و رفتند
خداحافظی کردن سخت است از جمع دوستانی که یک عمری را با ها شون گذراندیم
از شادی و غم های همدیگر باخبر شدیم ...
از تجربه هامون گفتیم ... از دلتنگی ها ... از سرود زندگی حرف زدیم و از ندای خاک گفتیم
از نامردی ها گفتیم و از بی مهری ها
از لحظه های به یادماندنی یاد کردیم و از عشق های ابدی سخن گفتیم
از اولین سلام و آخرین دیدار با حسرت یاد کردیم و بغض های مان را نوشتیم تا مجالی برای اشک ریختن نیابیم
از طعنه های زندگی و از سنگهایی که در مسیر بود به تلخی یاد کردیم
با بازیهای زندگی بازی کردیم و آنها را شوخی تلقی کردیم
از عشق و دوستی گفتیم و از نفرت و دشمنی
از ستاره های آسمان دلهای مان نوشتیم و از زخمهایی که مرهمی نداشتند
هر وقت که شاد بودیم از خوشی هامون می گفتیم و هر وقت هم ناراحت بودیم از تلخی ها
خلاصه یه مدتی را گذراندیم و با همدیگر همدردی کردیم و دردهای همدیگر را شناختیم
اینجا دردهای را نوشتیم که می خواستیم دیگر از ذهن و قلبمان پاک شوند
اینجا آمدیک که فراموش نشویم و آمدیم که با بقیه هم صدا شویم
ولی من این بار برای خداحافظی آمدم
نمی دانم چرا ؟! !...
به هر حال هر گذری برای گذشتن است و ما هم گذشتیم و تنها دلتنگی های خود را به یادگار خواهیم گذاشت
به خدا خواهیم سپرد دیگران را و خودمان را به تنهایی بدرقه خواهیم کرد تا ............. .............................. ؟؟؟
نظرات ()